برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
«میان نخواستن مرگ و نخواستن زندگی، جایی کوچک هست که بتوان ایستاد، هرچند انگار روی زغال داغ ایستادهای.» جفری روف
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
این شهر پسم میزند. ماشین توی خیابانهایش که حرکت میکند، فکر میکنم: باید برگردم. تحملش سخت است. تحمل غمش، که غم من است در واقع. غم ناشناخته و ازلی من که اینجا شدید میشود. این شهر یادآور سرشکستگیهاست. یادآور کودکیست، که زیباست، اما چیز دیگری در آن کودکی بوده، که به خاطرش نمیآورم، اما آزارم میدهد. باید بازگردم. باید به همان تهران کثافتزده که خستهام کرده است، بازگردم. کجاست جای من...
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده